سلام به همگی
امشب بعد از ۹ ماه تونستم یه سری به وبم بزنم...
راستش وقتی خیلی ناراحتم یا خیلی خوشحالم پیدام میشه...اما اینبار هم خیلی شادم هم کلی
ناراحت![]()
![]()
![]()
یه برزخ کامل...نمیدونم چه کنم ؟![]()
![]()
![]()
سلام به همگی
امشب بعد از ۹ ماه تونستم یه سری به وبم بزنم...
راستش وقتی خیلی ناراحتم یا خیلی خوشحالم پیدام میشه...اما اینبار هم خیلی شادم هم کلی
ناراحت![]()
![]()
![]()
یه برزخ کامل...نمیدونم چه کنم ؟![]()
![]()
![]()
سلام به همه دوستای قدیم و جدید
نوروز همه تون پیروز
سال گذشته نیمه اولش که بهم خیلی سخت گذشتباز صد رحمت به نیمه دومش!خدا کمک کنه امسال سال خوبی باشه واسه همه و من
هرجا هستین تعطیلات خوبی داشته باشین و عید بهتون خوش بگذره
یا حق
سلام
اگه گفتین من کی ام م م م م ؟؟؟؟؟
کسی که این جمله رو باتمام وجود درک کرد!
هیچوقت برای رسیدن دیر نیست که نیست که نیست. . .
بله......
من خودمم!خود خودم....
کسایی که پستای قبلی رو خوندن باید بتونن حدس بزنن که کی ام؟
وقتی این وبلاگ رو ساختم ....وای وای وای
حدسم نمیزدم که دارم تنهاترین تنهاترین پل ارتباطی مومیسازم واسه ارتباط با عزیزترینم ...........
باورتون میشه ؟یه وبلاگه خیلی ساده بشه همه ی زندگیم؟؟؟
این تکنولوژییه خیلی به ما حال داد....بعضی وقتا چقد چیزای خیلی کوچیک و کم اهمیت که از کنارشون خیلی ساده میگذریم......میشه فرشته نجات!
باورتون میشه همین وب یه زندگی مرده رو زنده کرد؟یه دنیا خاطره رو برگردوند بهمون....
انقداتفاقات عجیب غریب افتاد که همشون تک تک معجزه بوددددد!
اکی بگذریم.....
حالا من برگشتم....یه نکته جالب!دوستتون بهم میگه از طوفان برگشته!هم کمدیه هم نه!
جاتون خالی الان کنار همیم و مرور میکنیم همه اتفاقات خوب و بد و خیلی بد این یک سالو نیمو....نمیدونم باید فراموشش کنیم همه این یاداوری های تلخ رو یا نه؟؟؟؟
یایادمون بمونه که چقدر چقدر سخت به خواسته مون رسیدیم و فردا روزی تو بالا پایین های روزگار توهمه خوشی هاشو مشکلاتش قدر همدیگرو لحظاتمونو بدونیم.....پس یادمون باشه بهتره...مگه نه؟
ولی یادمون باشه همیشه خدایی هست که حسابی هوامونو داره....واینکه حتما حتما بعداز سختی ومشکلات ...روزای راحتی هم هست به شرط توکل وصبر ...واینکه همیشه یادمون باشه خدا خیلی بزرگه خیلییییی
یا حق
سلام
بعد از تقریبا ۵ ماه برگشتم
سلام به همگی دوستای قدیم و البته جدید![]()
سلام...
امشب ساعت۱۱.۳۲ سه شنبه ۱۴/۲/۱۳۸۹
از ۲۰ اذر ۸۸ که اخرین پستمو نوشتم ۵ ماه میگذره...دوباره پیدام شد
تو این ۵ ماه چه اتفاقاتی که واسم نیوفتاد!!!!خیلی سینمایی جریانتش...باور کردنش خیلی سخته!!!
شایداگه ماجراهایی که طی این یک سال اخیر واسم رخ داده بنوسیم بشه یه سناریو درجه یک واسه یه
فیلم سینمایی توپ البته پرفروش
از کجا شروع شد...چه ها که نشد...چطوری ختم شد
ولی چیزی که تو این ماجرا بوضوح درک کردم حضور خدا بود بس!تنها کسی بود که تونستم راحت تمامه
حرفامو بهش بزنم...خواسته هامو بخوام...یادش ارومم کرد...وجواب دعاهامو داد...خدایا ۱۰۰۰۰۰بار
شکرت
نمیدونم از بچه های که باهاشون ارتباط داشتم کسی هنوز هست یا نه...
بهر حال به تمام کسای که بهم سری میزنن سلام![]()
اخرين پستمو روز 20ابان نوشتم...ماه من...اخرين جمله اين بود ماه من برميگرده؟؟؟
بچه كه بودم درك درستي از خدا نداشتم حس ميكردم خدا يه منبع نوراني كه هركاري بخواد
انجام ميده وكسي هم زورش بخدا نميرسه...
هرچي بزرگتر ميشدم ودر مورد خدا سوال ميكردم جواب قانع كننده اي پيدانميكردم..هيچوقت
نتونستم بفهمم خدا واقعا كيه يا چيه؟ازكجا اومده؟و خيلي سوالات ديگه كه واقعا كسي
جوابي نداشت براشون!مامانم ميگفت كه اين سوالاتم كفره واگه ادامه بدم حتما خدا غضبم
ميكنه...بابام هم اينو فهموند كه صانعي وجود داره كه ما بهش ميگيم خدا...
يه روز تصميم گرفتم براي خودم خدا رو توجيه كنم ....البته به اين سادگي كه ميگم نبود كلي
تحقيق پشت اين توجيه بود...اينطوري بود كه منم واسه خودم خدايي پيدا كردم كه تمام
خصوصياتو بطور مطلق داشت و خيلي برتر از خداي ديگران بود...هميشه ميگفتم خداي
من ...خداي من...خيليم با خداي خودم راحت بودم هرچي ميخواستم خودموني باهاش د
ر ميون ميذاشتم...خلاصه باهاش خيلي حال ميكردم..
....همه چيز داشت درست پيش ميرفت كه ورق برگشت در عرض چند روز زمين و زمان چنان
دست بدست هم دادن كه هر تلاشي جواب عكس ميداد انگار همه جمع شده بودن و
همكاري ميكردن كه مارو از هم جدا كنن...اخرين اميدم خودش بود كه اونم زنگ زدوگفت
دوست داره زندگي جديدي رو شروع كنه و از من فقط يه خاطره خوش براش باقي بمونه ومن
بايد در حقش برادري كنم وفراموشش كنم...خيلي ظالمانه بود بعده10 سال!
البته قبول داشتم كه اجبارا قبول كرده تحت فشاره ولي دوست داشتم اخرين برخوردش ...
پدرومادرش خيلي باهام ناجوانمردانه رفتار كردن و خيلي در موردم اجحاف كردن سعي كردن
همه چيزو وارونه جلوه بدنكه موفق شدن! به خودشون افتخار ميكردن كه با1 تير 3نشون
زدن! من كه اوت كردن! چهره واقعي منو بدخترشون نشون دادن!يه دادماد گلم پيدا كردن كه
مثل يه فرشته نجات اومده ودخترشون ازدست ديو پليدي مثل من نجاتداده...
خيلي اوضاع بدي بود كاريم ازدستم بر نميومد هر چي بود تموم شده بود ولي با نامردي...
يه شب خيلي ناراحت بودم نشستم كلي با خدام حرف زدم !اونكه ديگه ميدونست اصل ماجرا
چي بود! چرا كاري نكرد؟بهم برخورد كه خداي باين بزرگي و قدرتمندي دارم چرا بايد اينقد
راحت اوت بشم؟
مگه منو خدام هميشه دوست نبوديم؟چرا بايد تنهام ميذاشت؟چرا كمكم نكرد؟چرا؟چرا؟چرا؟
اما همين فكر كردن بهش كلي ارومم كرد!!!پيش خودم گفتم خداي من خيلي بزرگه
خيلي ...پس چرا
اينقد نااميدم؟پس چرا مثل هميشه ازش نميخوام كمكم كنه؟هيچوقت براي رسيدن دير نيس!
حسابي ذهنمو پالايش كردم و خودمو سپردم بهش و ازش خواستم اگه در حقم اجحاف شده
حق منو بگيره وثابت كنه كي راست ميگفتهوكي دروغ!هر شب و هر شب اينو ازشخواستم...
شايد براتون قابل تصور نباشه براي خودمم نبود ولي اتفاقي كه براي من افتاد دوباره تكرار
شد!درعرض چند روز دوباره ورق برگشت!خداي من ...خداي بزرگ من بهمه نشون داد كه
نيت واقعي هر كسي چي بوده!!!....ماه منو خدا بهم برگردوند...
حالابیشتر از پیش اینو حس مکنم که...
خدا خیلی بزرگه....خیلی![]()
![]()
![]()
زندگی مثل پیانو میمونه
کلیدای سفیدش روزای خوشه![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
کلیدای سیاهش روزای بدو ناخوش![]()
![]()
![]()
![]()
ولی واسه زدن یه اهنگ قشنگ باید از هر دو
کلید استفاده کرد . . .![]()
![]()
![]()
اره پارسال همچین روزی بود...
یادش بخیر...
این شعرو یکی که خیلی دوستش داشتمو دارمو خواهم داشت بهم داد...
اخه امروز روز تولدمه...
حالا این شعر هست و خودش نیست...
هنوز از تو در اين ميدان صميمي تر نميبينم
از اين تنها درخت شب كسي را سر نميبينم
هنوز اين من هنوز اين تو
قديمي تر ولي از نو
بجز چشم سياه تو شبي ديگر نميبينم...
غم چشمان اهو را تو ميفهمي
عبور از نور جادو را تو ميفهمي
غريق و موج و پارو را تو ميفهمي
سكوت هر غزل گو را تو ميفهمي
تو ميفهمي تو ميفهمي تو ميفهمي...
از اين هستي چنان مستم
كه ميلرزم
كه میبالم
كه در شام غزل سوزان
تو را دارم
تو را دارم
تو را دارم...
13 ابان
87
زندگی مثل یه اهنگه که سازشو خودمون
میزنیم
یکی از فلاسفه میگه:
در زندگی وقتی یکی از تارای سازت پارت شد اهنگ زندگی را چنان
ادامه بده که هیچکس نفهمد بر تو چه گذشت...
امااگه تمام تارای سازت پاره شد چی؟؟؟![]()
![]()
![]()
روز تولد امام رضا(ع)
يا ضامن اهو خودت كمكمون كن
تولدشو بهمه تبريك ميگم